7

  • ۱۷:۰۸





کی فکرشو میکرد و میکنه که من انقدر یهویی دچار تغییر و تحول خوب بشم هم در درون خودم و هم تو زندگیم...انگار خدا خودشم دست به کار شده داره ی چیزایی رو درست میکنه.در واقع هر چی که ته دلم هست خیلی زود داره براورده میشه...

بالاخره عادت کرم نفسم رو کنترل کنم و فرهنگ درست استفاده از فضای مجازی رو یاد بگیرم و اینکه ساعت مطالعه ی بالا داشته باشم واسه دست گرمی.
و اما این هفته قراره کلی انجام بد در واقع همچنان میخوام به روش قبل ادامه بدم. حس میکنم اتلاف وقت دارم انجام میدم چون خیلی قوی نمی خونم ولی خوب از طرفی نمیخوام مثل سال قبل عجله کنم.
دوشنبه به احتمال زیاد میخوام برم ثبت نام کلاس و همش خصوصی هستن و مجبورم به این علت که من پارسال هیچ دبیری نداشتم و خودم میخوندم فقط واسه پاس کردن امتحانا کلاس رفته بودم و اونم چند جلسه ناقابل...و اینکه دلم میخوام طبق برنامه ی توپی که ریختم از کلاسا استفاده کنم و امسال رو بهترین خودم باشم به قول دکتر افشار.
میخوام عینک جدید بگیرم ذوق دارم.
خواهر کوچیکیه خونمون هم میخواد با من جدی درس بخونه از نهم (خوشحالم که راهنمایی هام جواب داد)دوست ندارم مثل من اشتباه کنه...بشهش گفتم ازمون هم بره و از الان داره برای برنامه ی ازمون میخونه مثل خودم ولی خوب اون ی هفته زودتر شروع کرده.(ازمون گاج گفتم بره)خودمم میخوام برم سنجش ولی نمیدونم ی جا ثبت نام کنم یا تک تک...به خاطر رسیدن و نرسیدن...
دارم کم کم گذشته های بد رو فراموش میکنم امروزم تصمیم گرفتم اتفاقای ناخوشایند جدید رو فراموش کنم و بیشتر کار کنم روی خودم برای قوی تر شدن
+از کلی حاشیه اومدم بیرون فقط چندتاشون مونده که این هفته خلاص میشم از شر شون.
+هوا خیلی الوده شده خیلی زیاد...چرا؟
+امیدوارم تصمیم های درست تری رو در اینده در مورد اهدافم بگیرم...
+دوباره مثل قبلن تر عاشق درسخوندن شدم و خیلی خوشحالم و واقعا با عشق درس میخونم حتی این دست گرمی ها رو
+ساعت خوابم تنظیم شدم در حد چی...4 پا میشم 11.30 میخوابم خیلی خوبه سر ظهرم نمی خوابم (جااااااااانم)
+دنبال دفتر برنامه ریزیم (دلم با گاجه...)
+تا ده روز دیگه
  • ۶
Designed By Erfan Powered by Bayan