با اطمینان 11

  • ۲۰:۳۸

 

در حال حاظر موجودی خسته و غرغرو و توام با درد های متفاوت از نقاط متفاوت با شدت های متفاوت هستم -_-

2 تا کلاس پشت سر هم میتونه به وحشتناک ترین شکل ممکن پوست ادم رو بکنه طوری که صدای اون ادمه در نیاد و اون اتفاقی که دو پست قبل نیفتاده بود اصل باید تو روزی بیفته که بیشترین حجم کار و برنامه ی درسی و غیر درسی رو دارم...چه وضعشه اخه؟

مامان میگفت مادربزرگت دوباره حالش بد شده (ریا میشه بگم ناراحت شدم) ولی از طرفی به خاطر حرفایی که 

پیش خدا و با خودم و تو ناراحتیا زدم  در موردش و اون دعاها باعث عذاب وجدانم شده چراش رو نمیدونم؟

میگفت بهم گفتن که6 ماه دیگه بیشتر نیستم و الان فکرکنم 1 ماه یا کمتر یا بیشتر مونده و من در جواب نقل قولی که مامان ازش  کرد گفتم به جهنم! عذاب وجدان دارم...

البته میخوام برای بیان بی تفاوتی و اینکه من ازت بدم نمیاد و هیچ اتفاقی نیفتاده دعوت 5شنبه رو برم بی هیچ حاشیه ای و خیلی شاد و خرم چون میدونم با این کارم عذاب وجدانم رفع میشه.

59 روز مونده به سنجش و 279 روز مونده به کنکور و من حس میکنم هیچ  غلط مثبتی در جهت تحقق رویاهام انجام نمیدم و به شدت دچار وسواسم طوری که ف میگه 10 ساعت من میگم هیچی نخوندم...

امروز کم خوندم و زود. باید اخر شب بهش اعلام میکردم ولی بعد کلاس اعلام کردم میگه چرا انقدر زود؟میگم نمیتونم دیگه بخونم میگه اینجوری نمیرسی به اون چیزی که میخوای باید بشینی بخونی.(خدایا خوبه تو محرم الاسرار هستی....)ولی جدا من فکر نمیکردم انقدر مهربون و جدی و پیگیر باشه...خوبه که هست 

این هفته شاید نرم دکتر چون خیلی عقب میمونم از برنامه و از طرفیم حوصله ندارم

+از دانشگاهشون تعریف میکنه و من دلم اب میشه...و رشته ی دوست داشتنیش(یا خدا...) 

+گفتم 10 روزی ی بار میام ؟اره همین رو گفتم... میکنم دو هفته ای یکبار و واقعا سر حرف میمونم

+پاییز تو راهه و چقدر امسال زود اومد از این همه باد میشه فهمید دل تو دلش نیست...اوضاع روحی روانی این 8 ماه اتی بهتر میشه



  • ۱۰
Designed By Erfan Powered by Bayan