١٤ ادا و اطوارها (٢)

  • ۱۶:۰۰

سر کلاس خل و چل بازیایى دراوردم عینهو این ادمایى که از افسردگى حاد و جنون رنج میبرن  یعنى تا جلسه دیگه یادش میره؟اى کاش یادش بره...یادشم نرفت نرفت باید عادت کنه.ولى جدا باید  فکر اساسى کنم واسه این رفتاراى مسخرم واقعا در شانم نیست


ى حساب سر انگشتى کردم تا قبل از اسفند همه کلاسا تموم میشه اگه خدا بخواد،اخ اى کاش همه چى طبق برنامه هام پیش بره اونوقت چه شود


فنچ گفته من دیگه خوشم نمیاد برم اونجا(محل زندگیش)چون اعصابم خورد میشه چى داره اونجا...شاعر میگه یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود نمیدونم از خدا چى شود(درست یا غلطش پا شاعر)اى کاش یادش میومد جایى که زندگى میکرد بدترین و پایین ترین نقطه ى این شهر هست و جایى که الان هست دقیقا معادل همون مکان قبلیشه فقط اسمشونه که تغییر کرده،....من که میدونم چرا نمیاد،چون کسى اصلا حسابش نمیکنه به ادم بودن فقط نمیدونم این ادا و اطوارا چیه؟ انقدر ازدواج میتونه اثر مخربى داشته باشه رو رفتار ادم...(البته کلا ادم بد ذاتى هست این موجود)

اینکه فنچ کیست رو مفصل میگم بعدا

 از دست خط بد رنج میبرم میگم بدم واقعا بد چون خودمم نمیتونم بخونم چى نوشتم و از اون جایى که واقعا نکات ارزنده و مهمى رو یادداشت میکنم موقع درس خوندن دچار مشکل شدم.زشت نیست برم کلاس خط اصن فایده داره؟(اونم کلاس خط که بابا عمرا بذاره به خاطر همون یبارى که فرستادم و بعد و جلسه دیگه نرفتم!)


سریال شهرزاد چرت ترین بى محتوا ترین بى ادب ترین و فاجعه ترین سریال ممکن هست انقدر جنسیت زده انقدر مرد مرد انقدر حرفاى بالاى ى سن خاص که من پررو هم ترجیح بدم برم سراغ درسم تا دیدن این مزخرف. اتفاقا از وقتى دیدمش بیشتر به درس علاقمند شدم اصن معشوقه ى من این درس خوندن 


چشم سمت چپم میپره   بعد همون ناحیه درد میکنه تا کنار بینى و بالاى پیشونیم و اینکه من قول داده بودم عصبى نشم استرس نداشته باشم و به فکر خودم باشم پس چى شد وفاى به عهد؟


  • ۱۰
Designed By Erfan Powered by Bayan