٢٠)ای عشق من هر جا که رفتم با تو رفتم(١)

  • ۲۲:۰۵

تا به اینجا که هستم و زندگى میکنم احساس رضایت کامل میکنم از زندگیم به صورت شخصى ولى اجتماعى و عمومى حالم رو بهم میزنه،ادماى دورم مزخرف بودن(گذشته ها)به این دلیل گذشته میگم که به طور کامل گذاشتمشون کنار از زندگیم یا مثلا وقتى  جایى میبینمشون میگم به جا نمیارم و کلى کتمان میکنم شناخت یارو رو،شاید زندگى اجتماعى خیلى خوب و بهترى مى تونستم داشته باشم اگه هرکسى رو وارد زندگیم نمى کردم اگه با دقت تر حساس تر بودم مثل الان اگه طبق جریان حاکم بر احوالات اون زمان و شرایط ارتباطات فردى قرار نمى گرفتم اگه براى خودم خیلى چیزاى اساسى و مهم رو از پیش تعریف و حاکم میکردم و خیلى اگه هاى دیگه.شاید دیر شده باشه ولى هنوز ى سرى چیزا سر جاش هست پس از این به بعد درست تر تصمیم میگیرم

قدم اول کنار گذاشتن اون ادم ها بود چه تو فامیل و چه دوست و حد و مرز سفت و سخت براشون گذاشتن

قدم دوم باید روى خودم بیشتر کار کنم و شرایط رو درست کنم.

  • ۹
Designed By Erfan Powered by Bayan